سيد محمد دامادى

428

شرح بر تركيب بند جمال الدين محمد بن عبد الرزاق در ستايش رسول اكرم ( ص ) ( فارسى )

سال قبل از هجرت سال سىام تاريخ مسيحى جديد - دانند . مسلمانان او را در زمرهء پيغمبران اولو العزم [ قبل از رسول خدا ( ص ) ] مىدانند و به حكم قرآن كريم ، باور دارند كه « وَ قَوْلِهِمْ إِنَّا قَتَلْنَا الْمَسِيحَ عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ رَسُولَ اللَّهِ وَ ما قَتَلُوهُ وَ ما صَلَبُوهُ وَ لكِنْ شُبِّهَ لَهُمْ وَ إِنَّ الَّذِينَ اخْتَلَفُوا فِيهِ لَفِي شَكٍّ مِنْهُ ما لَهُمْ بِهِ مِنْ عِلْمٍ إِلَّا اتِّباعَ الظَّنِّ وَ ما قَتَلُوهُ يَقِيناً » - و هم از اين رو كه ( بدروغ ) گفتند : ( مسيح بن مريم ) عيسى رسول خدا را كشتيم ، در صورتى كه نه او را كشتند و نه به دار كشيدند ، لكن امر بر آن‌ها مشتبه شد و همانا آنان كه دربارهء او ، عقايد مختلف اظهار داشتند ، از روى شكّ و ترديد ، سخنى نگفتند و عالم به آن نبودند جز آن كه از پى گمان خود مىرفتند و به طور يقين ( شما مؤمنان بدانيد كه ) مسيح را نكشتند . » [ قرآن كريم سورة النساء « 4 » آيهء 157 ] . . . عيسى دم لاشه خر گرفته داستان خر حضرت عيسى ( ع ) در ادبيّات فارسى ، موجد ظهور و بيان مضامين خواندنى و عبرت‌آموز گرديده است ، « عطّار » در منظومهء عرفانى « منطق الطير » مىگويد : نفس را همچون خرِ عيسى بسوز * پس چو عيسى جان شو و جان بر فروز خر بسوز و مرغِ جان را كار ساز * تا خوشت روحُ اللّهْ آيد پيشباز [ منطق الطير ص 36 - ابيات 643 و 644 چاپ مرحوم گوهرين ] تن رها كن تا چو عيسى بر فلك گردى سوار * ورنه عيسى مىنشايد شد ، ز يك خر داشتن [ خاقانى ] همى ميرَدَت عيسي از لاغرى * تو در بندِ آنى كه خر پرورى به دين اى فرومايه ، دنيا مَخَرْ * تو خر را به انجيلِ عيسى مَخَر [ سعدى ، بوستان ، باب ششم ص 167 طبع فروغى ] خرِ عيسى گرش به مكّه برند * وقت برگشت باز خر باشد